سلام , چطورید؟
و من همچنان خوشحال و امیدوار به اینکه دری باز میشه
4 شنبه تصادف کردم و کلی جریمه شدم , خسارت طرف مقابل رو پردات کردم و ماشین بابایی هم حدودا یک 700 تومن هزینه برداشت
اینارو درست کردم و فکر کردم همه چی مرتب شده
که یهو یه تلفن بهم شد اونم از سمت همکار گرامی و در نتیجه اتفاقی که افتاده ا
سلام چطوریایین؟
چاله حل شد البته ظاهرا
یعنی رفتیم یه جای مناسب گرفتیم تا از شر این بلانکلیفی یه هفته ای راحت شیم
همچنین دنبال این یارو هستیم که اینجوری مچلمون کرد (هنوز سفته هارم ازش نگرفتم) گویا رفته تهران و خبری ازش نیست , زنگ زدم گفت میام حالا کو تا تو بیایی ...
میخواستم بگم مرد حسابی اینجوری که
بعضی وقتا نمیدونی داره چه اتفاقی میوفته ! الان وضعیت یه دفه شلوغ شد و هیچی به هیچی شده
درواقع یه هرج و مرجه , یه اتفاق تموم نشده بعدی شروع میشه , همینجوری دارم به فنا میرم
ولی دنیا فکر کرده من میبازم نمیدونه از این شرایطم میگذرم و میرم همونطور که از قبلا گذشتم
واووووووووووووووووو چقد هیجان وارد زندگ
پوکرم عین پوکر فیسی که دیگه ازش خسته شدنبنظرم باید تو فکر نوشتن یه کتاب باشم با عنوان داستان های ناتمام منو ماشین بابام
رفتم ماشین و درست کردم و تموم شد کاراش ولی موقع برگشت رفتم یه چی بخرم برگشتم دیدم استارت ماشین منهدم شده ینی منهدم ها قشنگ ترکیده بود یه استارت جدید گرفتم
الان رو به راهه خداروشکر
چه شب آرومیه , بعد از یه مدت پر سرو صدا و بالا پایینی امشب خیلی آروم بود و کم کم داره همه چیز عادی میشه , البته تا قبل 3 یا مرداد چون با این فرمون من توی تاریخ ذکر شده میرم جنوب کشور اونم به این گرما گفتم عروسی دعوت شدم و برام اتفاقای عجیب رخ داد با تموم اتفاقایی که رخ داد خانواده ماشین و اجازه داد
چطورید؟
من که توپ و عالیم درحال حاضر
فقط نمیدونم این سکوت ماقبل طوفانه یا بعدشه البته هنوز به طوفان نخوردم
ولی این سکوت رو دوست دارم به آدم یه آرامش خاصی القا میکنه
آرامشی که میشه توش غرق لذت شد و رفت به دنیای دوست داشتنی رویاها
از اون سکوتایی که آدم با خودش خلوت میکنه تا یه تغییر جدید بوجود بیاره